والنسين بود.1 اُرتولان، فلامل و لافونتن، هر سه رويهم چندان تصوري از كيمياگري در فرانسه بهدست نميدهند. درست است كه ژاندو لا روكاتياد را هم بايد به آنان افزود كه بهدلخواه، وي را كاتالونيايي بهشمار آورديم؛ همچنين توماپيزان و آلكريوس را. پيزان فرانسوي شد و آلكريوس ممكن است اصلاً متولد فرانسه باشد. مجموعهٴ آلكريوس را در سال 1431، يكتن فرانسوي بهنام ژان لوبگ استنساخ كرده كه پنجاه نسخهٴ ديگر بر آن افزوده است. اين نسخهها مربوط به شيمي و پزشكي است و همه به زبان فرانسه نوشته شده و يك واژهنامه دارد كه براي آن از
كاتوليكون جوواني بالبي (سيزدهم ـ 2) استفاده كرده است. اين ژان لوبگ در سال 1368 زاده شد، در رشتهٴ حقوق ليسانس گرفت و منشي ضرابخانهٴ پاريس شد.
شارل پنجم فرزانه (شاه فرانسه 1364 ـ 1380)، داشتن كوره و لوازم كيمياگري را ممنوع ساخت و براساس اين قانون ژان باريون شيميدان به زندان افتاد و تنها بر اثر مساعي فراوان توانست از مرگ نجات يابد. هنري چهارم در سال 1404 در انگلستان فرمان مشابهي صادر كرد.
در سال 1418 جمهوري ونيز از اين سرمشقها پيروي كرد.
4. انگلستان. جان دامبِلي در سال 1384 ستارهٴ كيميا را تأليف كرد و دو سال بعد، شرحي بر اعمال كيمياگري اُرتولانوس نوشت و باوجود اشارات ضمني به تلاشهاي تجربي، گرايشهاي رازورزانهٴ وي را تأييد كرد.
در يكي از افسانههاي كانتربري، چاسر طنز سرگرمكننده و كوبندهاي را بر ضد كيمياگران بهكار ميبرد (قصهٴ نوكرِ كشيش). شخصيت منفي اين داستان، كيمياگري از كشيشهاي فرقهٴ اوگوستيني است و برخي محققان او را با ويليام شوچِرچ يكي دانستهاند كه كشيش نمازخانهٴ شاه در ويندسور بود. در هر صورت، چاسر نميخواست همهٴ كشيشان را برنجاند و گفته است كه در هر صومعه ممكن است آدم نابابي باشد ــ خداوند ميگويد كه همه نبايد در آتش يك دغلباز بسوزند. با وجود مخالفت صريح كليسا با كيمياگري، جاي شگفتي نيست كه كشيشان بدان ميپرداختند، چون امكانات استثناييشان براي خواندن كتابهاي لاتيني آنان را در معرض وسوسهاي قرار ميداد كه بيسوادان از آن در امان بودند. آنچه بيش از همه در اين داستان برايم جالب است اعتقاد چاسر است به اينكه كيمياگران افراد بدكاري هستند.
بيشك او در داشتن اين احساس تنها نبود. در اواخر سدهٴ چهاردهم، كيمياگري در ميان مردم فهميده تقريباً بياعتبار شده بود، ولي علاقه به كالايي كه كيمياگران وعده ميدادند ــ ثروت، سلامتي، طول عمر ــ چنان شديد بود كه هميشه ميتوانستند در بهترين و عاليترين جاها براي خود پايگاهي بهدست آورند. مقدر بود كه رقابت پنهان ميان لافزنان